طرح های گردشگری ناپایدار

 با توجه به رشد صنعت گردشگری در سال های اخیر، متاسفانه طرح های عجیب ، فانتزی و غیر پایدار نیز در حال شکل گرفتن است. آنهم بدون توجه به حساسیت اکوسیستم های طبیعی و پیامد های زیستمحیطی آن . که طرح شهر ونیزی برای گمیشان نمونه ای از این طرح ها است    رئیس  سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان گلستان در مصاحبه با ایلنا  در خصوص این طرح چنین می گوید :   "   در راستای ارتقای صنعت گردشگری در ساحل خلیج گرگان در حوالی تالاب گمیشان شهر گردشگری مشابه ونیز احداث می شود ربیعی با بیان اینکه تا مدت کمتر از یک ماه آیند ه ، کار مطالعاتی این طرح آغاز شده    و مراحل اجرایی آن از نیمه دوم سال 84 صورت خواهد گرفت،  تصریح کرد : این شهرکوچک ، درون آب احداث و خانه های آن چوبی و متناسب با اقلیم منطقه طراحی و در میان آب نصب خواهد شد .  کوچه و خیابان این شهررا آب تشکیل خواهد داد و ارتباط مناطق مختلف این شهر با قایق صورت می گیرد " ( خبرگزاری کار ایران -چهارم  اسفند ماه 1383)     البته مشابه این طرح برای تالاب بین المللی شادگان نیز داده شده است.    گر چه ما فکر می کنیم  با اجرا ی طرحهای نفتی ، خود بخود فاتحه چنین طرح هایی خوانده خواهد شد و کسی رغبت نخواهد داشت  در این شهر ونیزی آلوده به نفت  اقامت کند و یا با قایق  از خیابان های آغشته به لجن های نفتی آن  با قایق حرکت کند و لذت ببرد،  ولی حتی اگر  توسعه نفتی نیز اتفاق  نیفتد،  چنین طرح هایی تمامی اکوسیستم تالابی را از بین خواهد برد .  

در حالی که گردشگری پایدار با وجود امکانات طبیعی نظیر وجود هزاران پرنده گوناگون و بعضاً  نادر ، چشم انداز های شگفت انگیز تالابی و دیگر ارزش ها   امکان خواهد داد که  نظیر بسیاری از  کشور های پیشرفته  در حفاظت محیط زیست ، با اسقرار گردشگر در مناطقی دور از اکوسیستم های حساس  و با ایجاد امکانات  جنبی  برای  مشاهده ، عکاسی ، فیلم برداری ، نقاشی و ... بیشترین بهره برداری با کمترین صدمه  را  آید دولت کند  .  

 

  تخلیه زباله و فاضلاب 

 در این منطقه نظیر سایر مناطق شمال برای رفع آلودگی های زباله و فاضلاب همچنان وعده داده می شود.  و شهرستان بندر ترکم نیز مشابه سایر شهر های استان فاقد سیستم تصفیه فاضلاب است  بعلاوه  کلیه  رود های    استان گلستان نیز در  این سواحل ، فاضلاب های استان را   وارد دریای خزر می کنند که شامل انواع  فاضلاب های  آلوده از جمله کود های شیمیایی اراضی کشاورزی بالادست  می باشد .

   زباله‌های  استان گلستان نیز در حال حاضر در دو نقطه از استان دفن می‌شود كه یكی از این نقاط در محدوده شهر آق‌قلا  در شرق گمیشان  قرار دارد  و اخیراٌ نیز زباله های شهر ساری از استان مازندران به این منطقه حمل و دفع می شود  . مسلماٌ  تبعات این آلودگی ها  دامنگیر تالاب بین المللی گمشان  نیز می شود که مأمن هزاران  پرنده  و آبزیان است   و می تواند بیماری های  مختلف  و نو ظهوری را  در ابعاد بسیار وسیع  منتشر کند . 

 

    پرورش میگو

 پرورش میگو  نیز یکی دیگر از مخاطرات این تالاب است . این معضل را آقای نوری یکی از محیط بانان تالاب گمیشان  بدین گونه توضیح می دهد :  

" یکی از مشکلاتی که این  تالاب را  تهدید  می کند ،پروژه پرورش میگو ی شیلات است. در حال حاضر حدود  یکصد  هکتار مزرعه مورد بهره برداری میگو است که در صورت توسعه به چهار صد هکتار نیز می رسد . پساب و ضایعات این مزارع وارد تالاب می شود و موجب مرگ ماهی ها . ما چند  مرتبه  هم آن را تعطیل کردیم ولی حرفمان به جایی نرسید . "

 با وجود چنین مخاطراتی ،  اما  پرورش میگو همچنان در دستور کار  قرار دارد . به عنوان مثال    مدیركل تكثیر و پرورش میگو و آبزیان سازمان شیلات ایران  می گوید :

با فراهم شدن شرایط و امكانات لازم، زمینه تولید تجاری بچه میگو در مركز آموزش و ترویج آبزیان گمیشان واقع در استان گلستان فراهم می شود.  وی همچنین گفت  با توجه به تجارب موفقیت آمیز پرورش میگوی سفید هندی طی سالهای 74 تا 77 و دستیابی به میانگین تولید در واحد سطح كشوری در مركز آموزش و ترویج آبزیان گمیشان و نیز با توجه به مزارع آماده بهره برداری این مركز، شیلات ایران اقدام به تكثیر و تولید بچه میگو كرد.وی افزود: كارشناسان این اداره كل با همكاری اداره كل شیلات استان گلستان پس از سه ماه تلاش بی وقفه در قالب تیمارهای مختلف آزمایشی موفق به دستیابی به بیوتكنیك تولید بچه میگو از مولدین پرورش بومی شده در آن منطقه دست یافته و بدین ترتیب پس از فراهم شدن شرایط و امكانات لازم، زمینه تولید تجاری بچه میگو در مركز آموزش و ترویج آبزیان گمیشان فراهم می شود.مهندس اصغری تصریح كرد: اصلاح سیستم تصفیه فیزیكی و شیمیایی آب با افزودن تعداد فیلترهای شنی از جمله كارهای پایه ای و اساسی است كه در این مركز صورت گرفته است.مدیركل تكثیر و پرورش میگو و آبزیان سازمان شیلات ایران در پایان اظهار داشت: آنالیز دوره ای آب به صورت ماهیانه از تالاب گمیشان، تامین استوك جلبك و آموزش پرسنل برای تولید گونه های مختلف جلبك به صورت انبوه از جمله اقداماتی است كه شرایط را برای تولید تجاری بچه میگو فراهم می سازد. .تهران،  منبع خبر : خبرگزاری جمهوری اسلامی ۸۴/۰۸/۲۱

شایان  ذکر است که کشور تایلند که بزرگترین تولید کننده و پرورش دهنده میگو بوده است از ده سال پیش بدلیل مشکلات عدیده زیست محیطی این صنعت،  دست از این فعالیت برداشته است .زیرا پس از چند سال خاک  منطقه پرورش میگو آنچنان آلوده می شود که  نه میگو  ونه هیچگونه گیاهی را نمی توان در آن پرورش داد .  قابل توجه است که   هیچیک از  پروژه های پرورش میگو در جنوب کشور  سود آور نبوده و با شکست مواجه شده است.  بطوریکه هر ساله پرورش دهندگان  میگو از دولت به دلائل مختلف خسارت می گیرند ومتاسفانه ما از این رهگذر نه تنها تجربه ای نمی اندوزیم بلکه بحث تجارت  آن را پیش می کشیم:

 

بچه های گمیشان  در انتظار آینده ای پاک-  عکس از  -  نسرین دخت خطیبی-آبان 1384  

ایران - تالاب بین المللی "گمیشان"   - استان گلستان-   

IRAN-GOMISHAN   INTERNATIONAL WETLAND - Golestan   Province

 

 

نکاتی جالب  و قابل تامل  از ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی گمیشان   

 در کتاب "جغرافیا و جغرافیای تاریخی گرگان و دشت"  تالیف اسدالله معینی – ( چاپ 1344- چاپخانه شرکت سهامی طبع کتاب ) در صفحه 158 در مورد گومیشان (گمیشان ) چنین آمده است:

بخش گومیشان:  این بخش از شمال به مرز شوروی از جنوب به بخش بندر شاه و از شرق به بخش پهلویدژ  و از غرب به دریای خزر محدود است . آب و هوای آن معتدل و مرطوب است و آب اکثر قراء ( روستا ها ) آن  از رودخانه گرگان و آب باران تامین می شود . محصول عمده آن صیفی دیم و لبنیات و شغل عمده  مردان زراعت ، گله داری و در اطراف رودخانه و کنار دریا  به صید ماهی اشتغال دارند . کلیه ساکنین این بخش از طایفه جعفربای می باشند . مذهب آنها سنی است  و زبان آنها  ترکمنی است.  صنایع دستی زنان،  بافتن انواع قالیچه و قالی و دست دوزی و نمد مالی است . مرکز این بخش گومیشان است .

در باره برتری طایفه جعفربای ساکن گمیش تپه سابق و گمیشان فعلی ، مولف    به نقل از کتاب " نخبه سیفیه " چنین می نویسد : " طایفه جعفربای ساکن گمیش تپه از حیث پاکی و تمیزی و ثروت نخستین طایفه "یموت" است و بواسطه آمد و شد روسها از حیث مبل و اطاق و لباس خیلی خوبند  و همیشه صبح ها صورت های خودشان را با صابونهای معطر شسته و در زمستان با گالش و پوتین  و نیم پالتو راه می روند و امروز در گمیش تپه 150 مغازه چوبی که از روسیه وارد کرده اند و خیلی قشنگ است. بازارش رواجی دارد و همه قسم اقشمه روسی و خرازی و سماور و ظروف و آرد حاجی طرخان و قند و چایی روسی به فروش می رسد "

نویسنده کتاب در باره  شهر گمیشان ( مرکز بخش گمیشان که  در تقسیمات کشوری آن زمان جزو   شهرستان  " گرگان " از استان "دوم"   بوده است)  چنین می نویسد :   

 " ...گومیشان در 21 کیلومتری شمال بندر شاه و 5 کیلومتری دریا  واقع شده جمعیت آن 5167 نفر و آباد ترین و پر جمعیت ترین نقاط دشت گرگان در اوایل سلطنت رضا شاه بوده و در سال 1314  با دریای خزر نیم فرسنگ فاصله داشته است ...جمعیت آن در آن موقع بیشتر از حال بوده و علت آن این بود که به علت نزدیکی به دریا بندر تجارتی محسوب می شد و بیشتر صادرات و واردات از این بندر بوسیله کشتیهای بادبان دار حمل و نقل می شد .... تاریخ آبادی آن   تقریباً  به 148 سال پیش ( 192 سال تا 1384 ) میرسد .... رود گرگان سابقاً از محل فعلی گومیشان می گذشته و  قسمت عمده اراضی زیر آب بوده فقط محل کوچکی " جزیره مانند" از آب بیرون بوده است. و ترکمن ها آنجا را " آداجق " یعنی جزیره کوچک می نامیدند.  در 148 سال قبل هفت آلاچیق که هریک نماینده طایفه ای مخصوص بودند ( کر- کتوک- چوکان – پرغز – توماج- و کنعان ) در سطح " آداجق " منزل کردند. چون محل مذکور بواسطه مسیر رودگرگان قابل توجه بود رفته رفته مردم روی بدانجا نهادند و جمعیت زیاد شد . 73 سال قبل ( 103 سال تا 1384 ) گرگان رود مجرای خود را تغییر داده و از 6 کیلومتری سمت جنوبی گومیشان به دریا راه پیدا کرد . ولی اهالی، دیگر تغییر مکان ندادند و روز به روز بر وسعت و جمعیت آن افزوده شد  و اکنون آن قسمتی که محل اولیه چند آلاچیق بود به نام " دخمه " معروف شده که مقصود از آن در ترکی اختلاط چندین طایف می باشد . چشمه معدنی " نفت الیجه " تقریباً در 24  کیلومتری شمال شرقی آن واقع است و در 2 کیلومتری گومیشان آثار و خرابه هایی دیده می شود که اهالی آنجا را " گمیش تپه خرابه " می نامند و گاهی مسکوکات قدیمی از آن به دست می آید .  ... پس از انقلاب کبیر روسیه و بسته شدن بنادر و همچنین ایجاد طرق شوسه و راه آهن سراسری ، گومیشان اهمیت خود را از دست داد و ساکین آن به نواحی مختلف پراکنده شدند  و به گنبد و پهلوی دژ  (پس از سال 1357  نام پهلوی دژ به " آق قلعه " تبدیل شد) و کلاله رفتند ....... بزرگترین نقص گمیشان نداشتن آب است. آب باران ازشیروانی خانه ها در آب انبار ها ی مخصوص هر خانه جمع شده به مصرف می رسد . آب چاه ها شور حتی قابل استفاده برای لباس شویی نیست چون آب رودخانه گرگان در تابستان بکلی خشک می شود. آب مصرفی بوسیله بشکه یا ماشین از دهات اطراف گرگان حمل می شود و یا اشخاص آب آب انبار خود را از قرار بشکه ای 200 لیتر از چهل تا شصت ریال بفروش می رسانند و یا از قره تپه که در دو فرسنگی آن قرار دارد میاورند و هر حلب آب را 5 ریال میپردازند . بنای جدید گومیشان در سال 1304 انجام شد و در همان موقع با احداث خیابان و کوچه های مستقیم میادرت گردید . بودجه شهرداری گومیشان پس از لغو عوارض شهرداری در سال 1341 از طرف وزارت کشور 1060000 ریال ( 106 هزار تومان ) تعیین گردید . تپه " کُرسو " در دو کیلومتری آن واقع و دارای آثار قدیمی است و همچنین در گومیشان خرابه آثار قدیمی و ساختمانی دیده می شود که مردم فعلاً برای بیرون آوردن آجر سد معروف سکندر مشغول کاوش می باشند . "

در مورد سد معروف سکندر که امروز به دیوار بزرگ  گرگان  معروف است و  از آن به عنوان دومین دیوار تاریخی جهان نیز  نام برده شده است و  در امتداد حاشیه شمالی رودخانه گرگان  ساخته شده بود ، نویسنده کتاب ، ضمن چاپ نقشه ای از موقعیت این دیوار   که از گمیشان  آغاز شده و  پس از گذشتن از شمال گنبد کاوس در " خوجه لر " خاتمه  می یابد،   در بخشی از کتاب ( صفحه 79 )  چنین توضیح می دهد :

"... سد سکندر ، سد قزل ارسلان و یا به لهجه ترکمنی سد قزل آلان و سد فیروز  نام هایی است که روی این دیوار عجیب نهاده شده است . قسمتی از این سد بین منطقه بندر گز و قراسو تا مقداری در دریا پیش رفته و از آنطرف تا مسافت طویلی به طرف گنبد و منطقه کوکلان به طول 170 کیلومتر و به عرض 25 و 30 و حتی 50 متر ( بعضی از نویسندگان طول آن را تا 300 کیلومتر نوشته اند و نگارنده آثار این سد را از گومیشان تا گنبد کاووس دیده است در سال 1343 ) آقای عبدالرحمان  فرامرزی آن را سد کورش نام نهاده است و می نویسد که :   " کورش کبیر   سدی در مقابل ترکان زرد نژاد که در قر آن از ایشان به یاجوج و ماٌ جوج تعبیر شده زده و همین سد است که آتیلا و قبایل هون را از حمله به ایران بازداشت و آنها مجبور شدند از راه روسیه به ارو پا حمله کنند  و علت اینکه این سد به نام سد سکندر معروف شده این بود که مفسرین و مورخین تصور می کرده اند که ذوالقرنینی که در قر آن نامش آمده و سدی جلو یاجوج و ماجوج زده اسکندر است . در صورتیکه مطابق تحقیقات  مولانا ابوالکلام آزاد وزیر سابق فرهنگ هند ذوالقرنین، کورش کبیر است نه اسکندر. "

 ولی اغلب مورخین و جغرافی دانهای قدیم بخصوص حمدالله مستوفی می نویسند که بوسیله "فیروز اول " هیجدهمین پادشاه ساسانی برای جلوگیری از تجاوزات" هپتالیان" ساخته شده است که بعد ها به سد سکندر مشهور گردیده .... آجر های این سد که قرنها مردم این سرزمین را از هجوم اقوام مختلف حفظ میکرده اکنون خرابه هایش پناهگاه و مامن خانواده های ترکمن شده و با آن خانه می سازند . بهر حال آنطوریکه باید و شاید در باره این دیوار عظیم تحقیقات چندانی صورت نگرفته است. اخیراً در منطقه خرابه شهر یک هیات مشترک علمی باستانشناسی که ریاست آن را یک خانم باستان شناس انگلیسی به عهده دارد مشغول تحقیقات و گمانه زنی شده است . خوبست وزارت فرهنگ و هنر از انهدام کلی آن جلوگیری کند ..... "

آجر های سد سکندر ( دیوار بزرگ گرگان )  در نزدیک گمیشان

عکس از مولف کتاب

 

آجر های سد سکند ( دیوار بزرگ گرگان )  در حال حمل ، در نزدیک امامزاده یحی شهر گند کاووس – عکس از مولف کتاب

 

آجر های سد سکندر ( دیوار بزرگ گرگان ) به کار گرفته شده در یک ساختمان – عکس از روزنامه کیهان  1343- چاپ شده در همین کتاب

 

کانون دیده بانان زمین بر این باور است که  تامل در ارزش های جغرافیای تاریخی و فرهنگی منطقه گمیشان ، به علاوه توجه به حساسیت و آسیب پذیری منطقه که در معرض بالا آمدن احتمالی آب دریای خزر ، تغییرات جریانات رودخانه گرگان و همچنین تغییرات کمی و کیفی آب های زیر زمینی قرار دارد ، لزوم حفاظت از این منطقه را در چند کیلومتری تالاب بین المللی گمیشان ، در مقابل آلوده سازی گسترده طرح های نفتی و پتروشیمی که در برنامه های دولت قرار دارد ، مطرح می سازد. عدم توجه به این امر چیزی جز  پایمال کردن  حقوق نسال  حاضر و نسل های آینده این سرزمین نیست ! 

 

 *****

این صفحه را برای دوست خود بفرستید

 

صفحه اصلی

  • کلوب
  • مای بی بی فارسی
  • کارت شارژ همراه اول