تبلیغات
نپار - وه که چه مست و بی خبر

دست به دست مدعی شانه به شانه می روی


آه که با رقیب من جانب خانه می روی

 

بی خبر از کنار من ای نفس سپیده دم


گرم تر از شراره ی آه شبانه می روی

 

من به زبان اشک خود می دهمت سلام و تو


بر سر آتش دلم همچو زبانه می روی

 

در نگه نیاز من موج امید ها تویی


وه که چه مست و بی خبر سوی کرانه می روی

 

گردش جام چشم تو هیچ به کام ما نشد


تا به مراد مدعی همچو زمانه می روی

 

حال که داستان من بهر تو شد فسانه ای


باز بگو به خواب خوش با چه فسانه می روی؟

 

دکتر شفیعی کدکنی

 



تاریخ : شنبه 9 تیر 1397 | 01:34 بعد از ظهر | نویسنده : عیسی بابایی | نظرات

  • کلوب
  • مای بی بی فارسی
  • کارت شارژ همراه اول